در انتـــــــــــــــــظار عشق
 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱ بهمن ،۱۳٩۳ توسط دختــر ایــــ❤ــــرانی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱ بهمن ،۱۳٩۳ توسط دختــر ایــــ❤ــــرانی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱ بهمن ،۱۳٩۳ توسط دختــر ایــــ❤ــــرانی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱ بهمن ،۱۳٩۳ توسط دختــر ایــــ❤ــــرانی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱ بهمن ،۱۳٩۳ توسط دختــر ایــــ❤ــــرانی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱ بهمن ،۱۳٩۳ توسط دختــر ایــــ❤ــــرانی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱ بهمن ،۱۳٩۳ توسط دختــر ایــــ❤ــــرانی

پسر گفت:

حجابتو رعایت کن،

دیدن زیباییهای تو منو به گناه میندازه!


دختر گفت:

چشماتو درویش کن!

مگه من باید به خاطر تو خودمو محدود کنم؟!


پسر گفت:

طبیعت من نگاه کردن و لذت بردن از زیباییهاست.

دست خودم نیست


دختر گفت:

طبیعت منم نشون دادن زیباییهامه.

دختر اگه جلوه گری نکنه که دختر نیست


پسر گفت:

خوب جلوه گریتو بذار برای شوهرت.

این طوری منو هم به گناه نمیندازی


دختر گفت:

تو نگاه هوس آلودتو بذار برای همسرت.

این طوری منو هم محدود نمی کنی


پسر گفت:

اگه همسر نداشتم چی؟

اگه نتونستم ازدواج کنم چی؟

اگه بعد از ازدواج تو خیابون چشمم به تو افتاد چی؟

مگه می تونم چشمامو ببندم؟

 

دختر گفت:

اگه منم نتونستم ازدواج کنم چی؟

برای کی جلوه گری کنم؟


پسر گفت:

خدا گفته خودتو بپوشونی.

خدا گفته به صبر و نماز پناه ببری.

خدا گفته با ایمان و عبادت فقط برای او جلوه گری کنی

 

دختر گفت:

خدا گفته تو هم چشماتو کنترل کنی.

پیامبر گفته نگاه تو به من تیری زهر آلوده از طرف شیطان.

گفته برای کنترل خودت روزه بگیری


پسر گفت:

اما باور کن با وجود جلوه گری تو کنترل نگاه برای من خیلی سخته.

انصاف نیست که تو خودتو نپوشونی و از من انتظار داشته باشی نگات نکنم.


دختر گفت:

تو هم اگه نگاهتو کنترل نکنی پوشیدن این همه لباس برام خیلی سخته.

انصاف نیست تو به من نگاه کنی و از من انتظار داشته باشی جلوه گری نکنم.


پسر گفت:

اما اگه تو جلوه گری نکنی من دیگه دلیلی برای نگاه بهت ندارم


دختر گفت:

تو هم اگه نگاه نکنی من دیگه دلیلی برای جلوه گری برات ندارم

 


پسر خوب! دختر گل!


بهتر نیست که هر دو تون همدیگه رو درک کنین؟


بهتر نیست که هر دو تون برای عفت عمومی تلاش کنین؟


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱ بهمن ،۱۳٩۳ توسط دختــر ایــــ❤ــــرانی
منبع: معبر سایبری بی سنگر                                                                                                                                 یروزی دشمن رو پشت شهر متوقف کرده بودن تعدادشون کم بود ولی یه ارتش بزرگ از دشمن رو متوقف کرده بودن خب جنگ جنگ باور ها بود فرمانده میگفت : بچه ها اگه شهر سقوط کرد ایمانتون سقوط نکنه !

فرمانده کجایی ببینی چطور ایمان ها سقوط کرده ...! نیستی ببینی چطور یورتمه رفتن رو خون شهدایی که برای عفت و حیا جوانان رفتند به بعضیا لذت میده ...، فرمانده نبودی ببینی چطور دل امام زمان(عج) رو خون میکنند ...!

نیستی ببینی چطور اشک های تنهایی سید علی داره وجود ما رو به آتیش میکشه ...! جنگ هنوزم جنگ باورهاست،خیلی ها پای خون شما وایسادن و خیلی ها هم سرشونو بالا گرفتن و پایمالش کردن و رد شدن !

اسم خودشون رو مرد گذاشتن ، ولی باور کن من حیفم میاد بهشون بگم مرد...،!بیشتر شبیه نامردن تا مرد ...!
بهش میگم اقا پسر گل اون چیزی که تو برداشتی ابرو نبود آبرو بود بهش بر میخوره میگه من روشنفکرم ، من متمدنم ! من آریاییم...


دیگه ماجرا داره به جاهای جالبش میرسه کم کم داریم به طرفی پیش میریم که خواهر برادر سر لوازم آرایشی دعواشون بشه ، یا نه تو تعیین هویتشون دچار دوگانگی بشن ... اینا کلا از اصول این حالتاست لطفا به تمسخر نگیرید اینا از پسر بودنشون راضی نیستن درک کنید ... !

مرد بودن به نر بودن نیست سعی کنید مرد بودنتون رو طور دیگه ای ثابت کنید !


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱ بهمن ،۱۳٩۳ توسط دختــر ایــــ❤ــــرانی

نامه زن امریکایی به زنان مسلمان

اکثر ما شاد نیستیم، به من اعتماد کن!
متن نامه جوانا فرانسیس، نویسنده و روزنامه نگار امریکایی به زنان مسلمان لبنان در سال ۲۰۰۶ درمیان تهاجمات اسرائیل در لبنان و جنگ صهیونیست ها، دنیای اسلام به موضوع اصلی خانواده های امریکایی بدل شده است:
من کشتار، مرگ و نابودی را که در لبنان اتفاق افتاده می بینم اما من چیز دیگری را هم می بینم. من شما را می بینم. من نمی توانم کمکی بکنم اما می بینم که تقریبا هر زنی بچه ای بغل کرده یا اطراف او بچه هایی هستند
می بینم هرچند آنها پوششی محجوبانه دارند لیکن هنوز زیباییشان می درخشد. اما این فقط زیبایی بیرونی نیست که متوجه آن می شوم. من چیزی عجیب در درون خود احساس می کنم، غبطه می خورم. من به خاطر تجربیات وحشتناک جنگی که مردم لبنان تجربه کرده اند و توسط دشمن مشترکمان مورد هدف قرارگرفته اند احساس بدی دارم اما نمی توانم کاری انجام بدهم؛ فقط قدرت، زیبایی، عفت و بیش از همه رضایت و شادی تو را تحسین می کنم.
آری، عجیب است اما به ذهن من خطور می کند که تو هرچند تحت بمباران اما از ما خوشحال تری چراکه تو هنوز زندگی طبیعی یک زن را داری. شیوه ای که زنان از ابتدا همواره چنین زندگی می کردند. در غرب هم تا دهه ۱۹۶۰ این چنین معمول بود تا اینکه به وسیله دشمنی مشترک بمباران شدیم اما ما با مهمات واقعی بمباران نشدیم، بلکه با فساد اخلاقی و نیرنگ آلود و زیرکانه از طریق وسوسه بمباران شدیم.
آنها به جای استفاده از بمب افکن ها و جنگنده های امریکایی ما را از هالیوود بمباران کردند.آنها می خواهند بعد از آنکه از بمباران زیرساخت های کشورهای شما فارغ شدند، شما را نیز این گونه بمباران کنند. نمی خواهم این برای تو هم اتفاق بیفتد تو هم احساس خفت پیدا خواهی کرد همان طور که ما می کنیم. تو می توانی از این بمباران ها دوری کنی، اگر لطف کنی و به ما که از نفوذ شیطانی آنها تلفات جدی داده ایم گوش کنی برای اینکه هرچیزی که از هالیوود می بینی مشتی دروغ است، تحریف است، نیزنگی ماهرانه است.
آنها روابط نامشروع را تحت عنوان سرگرمی بی ضرر جلوه می دهند برای اینکه هدف آنها انهدام اساس اخلاق جوامعی است که تشعشعات و امواج برنامه های سمی شان را به آنان مخابره می کنند. ملتمسانه از تو می خواهم سم آن ها را نخوری وقتی که از آن خوردی هیچ پادزهری برای آن نیست. ممکن است نسبتا بهبود بیابی اما هرگز همچون قبل نخواهی شد. بهتر است کاملا از این سم دوری کنی تا اینکه به دنبال شفا از آسیب های که به وجود می آورد باشی.
آنها سعی دارند با فیلم ها و نماهنگ های شهوت انگیز، به دروغ ما زنان امریکایی را شاد و راضی نشان دهند مفتخر به لباس پوشیدن چون هرزه ها و قانع بودن به نداشتن خانواده و تو را این چنین وسوسه می کنند. اکثر ما شاد نیستیم، به من اعتماد کن!
میلیون ها نفر از ما داروهای ضدافسردگی مصرف می کنیم، از شغل هایمان متنفریم و شب ها به خاطر مردانی که می گفتند دوستمان دارند، ولی حریصانه از ما سوءاستفاده می کنند و می روند، گریه می کنیم. آنها می خواهند خانواده های شما را از بین ببرند و شما را متقاعد کنند که فرزندان کمتری داشته باشید. آنها با جلوه دادن ازدواج به عنوان شکلی از بردگی، مادری به عنوان نفرین و با جلوه دادن باحیا بودن و پاک ماندن به عنوان عقب افتادگی و املی چنین می کنند.
آنها می خواهند خودت، ارزش خودت را پایین آوری و ایمان و اعتقاداتت را از دست بدهی...        


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱ بهمن ،۱۳٩۳ توسط دختــر ایــــ❤ــــرانی
        ماجرای دیدار این کودک با رهبر انقلاب :

 

در حالی‌که آیت‌الله خامنه‌ای دست نوازش بر سر او می‌کشیدند ،

 

سید علی ۵ ساله از ایشان می‌پرسد :

 

"آقا شما که اینقدر مهربان هستید ، چرا آمریکا اینقدر از شما می‌ترسد ؟ "

 

که با این سؤال ، با لبخند رهبر انقلاب مواجه می‌شود .

 

در همین هنگام یکی از همراهان رهبر انقلاب در پاسخ به سؤال سیدعلی می‌گوید:

 

حضرت آقا آدم خوبی است ، و چون از خدا می‌ترسد آن‌ها هم از آقا می‌ترسند ...


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱ بهمن ،۱۳٩۳ توسط دختــر ایــــ❤ــــرانی